منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

سربازیم کوی عترت است...
دوره ی آموزشی ام هیئت است...
پادگانم چادری شد وصله دار...
سر درش عکس علی با ذوالفقار.....
ارتش حیدر محل خدمتم...
بهر جانبازی پی هر فرصتم...
نقش سر دوشی من یا فاطمه است...
قمقمه ام پر ز آب علقمه است.....
اسم رمز حمله ام یاس علی...
افسر مافوقم عباس علی...
گرچه شد فرمانده ام غائب ولی....
دلخوشم بر نایبش سید علی...
✧✦✧ --- ✧✦✧✧✦✧ --- ✧✦✧
✧✦✧ --- ✧✦✧✧✦✧ --- ✧✦✧
(سخنی با دوستان)

بسم الله الرحمن الحیم
سلام علیکم
امیدوارم حالتون خوب باشه و لحظات خوب و معنوی رو در این وبلاگ سپری کنین

✧✦✧ --- ✧✦✧✧✦✧ --- ✧✦✧
کپی برداری از مطالب حتی بدون ذکر منبع بلامانع میباشد اما با ذکر یک صلوات برای تعجیل در فرج مولا عج


اَللهّمَ صَلّ عَلی مُحَمَد وَ آلِ مُحَمد وَ عَجِل فَرَجَهُم وَاحْشُرنا مَعَهُم وَ الْعَن اَعْدائَهُم اَجْمَعین

ودر اخر:

دعا میکنم غرق باران شوی
چو بوی خوش یاس و ریحان شوی
چو یاران مهدی شمارش کنند
دعا میکنم جزء یاران شوی

✧✦✧ --- ✧✦✧✧✦✧ --- ✧✦✧
✧✦✧ --- ✧✦✧✧✦✧ --- ✧✦✧
(سخنی با حق)
الهی ؛ اگر چه درویشم ولی داراتر از من کیست،
که تو دارایی منی...
الهی ، در،بسته نیست ، ما دست و پا بسته ایم...
الهی ، چون توانستم، ندانستم و
چون دانستم، نتوانستم
الهی ، مقدور فرما آنچه ذبح می شود
نفسانیت ما باشد به پای ربانیت تو...

✧✦✧ --- ✧✦✧✧✦✧ --- ✧✦✧
(رهبرم سید علی)
هم منتظر و طالب مهــدی هستی

هم یاور و هم نائب مهدی هستی

عمری اگــــر از تــو دم زدیم آقاجان

چون راه رسیدن به مهدی هستی

✧✦✧ --- ✧✦✧✧✦✧ --- ✧✦✧

هرکس شهید حق شد، همراه با حسین است

آری مسیر عشق از، عبـــاس تـــا حسین است

در کربـــــلای این عصــــر، سوگنــــد بر ابوالفضل

«لبیک یا خامنـــــــه ای لبیک یا حسین است»

✧✦✧ --- ✧✦✧✧✦✧ --- ✧✦✧

خواندیم وصیت شهیدان این بود

در توصیه پیــــــر جماران این بود

یعنی که فدایـــی ولایت باشیم

آری سبب عــــــزت ایران این بود


✧✦✧ --- ✧✦✧✧✦✧ --- ✧✦✧
✧✦✧ --- ✧✦✧✧✦✧ --- ✧✦✧
اللهم احفظ قائدنا امام الخامنه ای
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
سخنی از بهشت
کد صلوات شمار برای وبلاگ

دانلودآهنگ جدید

دانلودآهنگ جدید


و چــیز هایی می گـفـــتند.صــدای  جیغ مانندی هم دائم فریاد می زد : «آقای رییس جمهور! آقای خامنه ای! من باید شــما را ببینم» .

 رییس جمهور از پاسداری که نزدیکش بود پرسید: «چی شده ؟ کیه این بنده خدا؟» پاسـدار گفــت: «نمـــی دانم حاج آقا! موندم چطور تا این جا تونسته بیاد جلو.ٰ» پاسدار که ظاهرا مسئول تیم محافــظان بود ، وقتی دید رییس جمهور خودش به سمت سر و صدا به راه افتاد، سریع جلوی ایشان رفت و گفت: « حاج آقا شما وایسید ، من می رم ببــینم چه خبره»بعد هم با اشاره به دوهمراهش ، آن ها را نزدیک رییس جمهــور مســـتــقر کرد و خودش رفت طرف شلوغــی.کمتر از یک دقیقه طول کشید تا برگشــت و گفت : «حــاج آقــا ! یــه بـچه اس. مـی گه از اردبیــل کوبیـــده اومــده این جـا و با شما کار واجب داره . بچه ها می گـن با عــز و التماس خودشو رسونده تا این جا. گفته فقط می خوام قیافه آقای خامنه ای رو ببینم ، حالا می گه می خــوام باهاش حرف هم بزنم». رییس جمهور گفت: « بذار بیاد حرفش رو بزنه. وقت هست». لحظاتی پسرکی 12-13 ســاله از میان حلــقه محافظــان بیرون آمد و همراه با سرتیم محافظان ، خودش را به رییـس جمهــور رســـاند . صورت سـرخ و سرمـا زده اش ، خیس اشک بود . هنوز در میانه راه بود که رییس جمهور دسـت چپش را دراز کرد و با صدای بلند گفت: 


 



افسران - قسم به پهلوی مادر ...


همت همت مجنون

حاجی صدای منو میشنوید؟؟؟!!

همت همت مجنون

مجنون جان به گوشم

حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر

محاصره تنگ تر شده...

اسیرامون خیلی زیاد شدن اخوی...

خواهر و برادر ها را دارند قیچی میکنند...

اینجا شیاطین مدام شیمیایی میزنند...

خیلی برادر به بچه ها تذکر میدیم ولی انگار دیگه اثری نداره...

عامل خفه کننده دیگه بوی گیاه نمیده بوی گناه میده...

همت جان....؟؟؟!!

حاجی جان اینجا به خواهرا همش میگیم پر چادرتون رو حائل کنید

تا بوی گناه مشامتون رو اذیت نکنه...

ولی کو اخوی گوش شنوا....

حاجی برادرامون اوضاشون خیلی خرابه...

همش میگم برادر نگاهت برادر نگاهت....

حاجی این ترکش های نگاه برادرا فقط قلبو میزنه...

کمک میخوایم حاجی...

به بچه های اونجا بگو کمک برسونید...

داری صدا رو....

همت همت مجنون....!


http://fadaeivelayat.blogfa.com/




برگرفته از وبلاگ:   مهدی جان بیا






جهت سلامتی مولا صاحب الزمان عج و امام خامنه ای صلوات






این از غیرتشان...



این از حیایشان که کل فخرشان شده...



کار  انتی امل ها به جایی رسیده که:...

de62743a94bd808728696bfa6f1a53c9-425

بچه مذهبی ها تو کوچه و خیابون مورد ریشخند قرار گرفتن و تنها همدمشان شهیدان شده ..

1374039208958216_large.png
-------------------------------------------------------------------------------
1363270398784272_large.jpg

آه حســــــرت میــــکشـــم از ایــــن روزگار(بقول بعضی ها) قـــرن 21...!!

روزگاری که روزهاش داره به سخــــتــــی میـــــــگذره..!!
خیـــــــلی ســـخـــــت..!!
نمــــیـــدونم عــــاقـــبــــت ما چـــــی مـــیشـــــه..!! ولی..!!!؟!؟!




سخنی از یک رزمنده دوران دفاع مقدس ...

جبهه رسما «بخور و بخواب» بود؛ خمپاره می‌خوردیم و میخوابیدیم
  


اینجا بر دیوارهای شهر روی عکس شهید، پوستر تبلیغاتی می چسبانند  ...

اینجا ایران قرن 21 است!!

اینجا ستارگان درخشان هالیوود آنقدر زیاد شده اند که دیگر کسی ستارگان پرفروغ کربلای ایران را نمی بیند

اینجا ایران قرن 21 است...!

شهدا اینجا دیگرزنده نیستند و در پیچ و خم های عصر ارتباطات، به خاک سپرده شده اند

اینجا ایران قرن 21 است...!


با این حساب شهدا شرمنده ایم

یكی اومد نشست بغل دستم، گفت: آقا یه خاطره برات تعریف كنم؟
گفتم: بفرمایید !
یه عكسی به من نشون داد، یه پسر مثلاً 19، 20 ساله ای بود، گفت: این اسمش «عبدالمطلب اكبری» است، این بنده خدا زمان جنگ مكانیك بود، در ضمن كر و لال هم بود، یه پسرعموش هم به نام «غلام رضا اكبری» شهید شده بود. غلام رضا كه شهید شد، عبدالمطلب اومد بغل دست قبر غلام رضا نشست، بعد هی با اون زبون كر و لالی خودش، با ما حرف می زد، ما هم می گفتیم: چی می گی بابا؟! محلش نمی ذاشتیم، می گفت: عبدالمطلب هر چی سر و صدا كرد، هیچ كس محلش نذاشت ...
گفت: دید ما نمی فهمیم، بغل دست قبر این شهید با انگشتش یه دونه چارچوب قبر كشید، روش نوشت: شهید عبدالمطلب اكبری. بعد به ما نگاه كرد و گفت: نگاه كنید! خندید، ما هم خندیدیم. گفتیم شوخیش گرفته.
می گفت: دید همه ما داریم می خندیم، طفلك هیچی نگفت، سرش رو انداخت پائین، یه نگاهی به سنگ قبر كرد، با دست، پاكش كرد.


فرداش هم رفت جبهه. 10 روز بعد جنازه اش رو آوردند، دقیقاً تو همون جایی كه با انگشت كشیده بود، خاكش كردند.

 وصیت نامه اش خیلی كوتاه بود، این جوری نوشته بود:
  «بسم الله الرحمن الرحیم                     
یك عمر هرچی گفتم به من می خندیدند. یك عمر هرچی می خواستم به مردم محبت كنم، فكر كردند من آدم نیستم. مسخره ام كردند. یك عمر هرچی جدی گفتم، شوخی گرفتند. یك عمر كسی رو نداشتم باهاش حرف بزنم. خیلی تنها بودم. یك عمر برای خودم می چرخیدم. یك عمر ...
اما مردم! حالا كه ما رفتیم، بدونید هر روز با آقام حرف می زدم و آقا بهم می گفت: تو شهید می شی. جای قبرم رو هم بهم نشون داد، این رو هم گفتم، اما باور نكردید!»

راوی:حجت الاسلام انجوی نژاد

منبع:هفته نامه صبح صادق،ش540،ص4




عاقد دوباره گفت : وکیلم ؟ … پدر نبود
ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود
گفتند : رفته گُل … نه … گُلی گُم … دلش گرفت
یعنی که از اجازه ی بابا خبر نبود
هجده بهار منتظرش بود و برنگشت
آن فصل های سرد که بی دردسر نبود
ای کاش نامه یا خبری ، عطر چفیه ای
رویای دخترانه ی او بیشتر نبود
عکس پدر ، مقابل آیینه شمعدان
آن روز ، دور سفره به جز چشم تر نبود
عاقد دوباره گفت : وکیلم ؟ دلش شکست
یعنی به قاب عکس امیدی دگر نبود
او گفت : با اجازه ی بابا بله ، بله
مردی که غیر خاطره ای مختصر نبود !
  

 


آگهی گمشده

بدنبال تعدادی انسان به نام بسیجی میگردیم که آخرین بار بالباس خاکی و چهره های آفتاب سوخته نورانی که

بوی خمینی میدادند و پارچه ای چهارخانه بگردن داشتند در حوالی شلمچه و فکه در دهه شصت دیده شده

اند. چنانچه خبری از آنها دارید سریعا اطلاع داده تا جانمان را به قربانشان کنیم .




( آغاز هفته دفاع مقدس بر شما و خانواده محترمتان مبارك باد )

شهیدی پیداکردیم که پلاک نداشت

اصلا هیچ نشونه ای نداشت.

امیدواربودم جایی ازلباسش اسمش رانوشته باشد...
.
.
.
.
.
بالاخره پیداکردیم.نوشته بود:

اگربرای خداست بگذارگمنام بمانم!!!!!!ا

 
  


داشت رو زمین با انگشت چیزی می نوشت

رفتن جلو دیدن چندین متر صدها بار نوشته

حسیـــن......حسیـــن....حســـین......

طوریکه انگشتش زخم شده !

ازش پرسیدن:حاجی چکار میکنی ؟؟

گفت:

چون میسر نیست من را کام او ....... عشق بازی میکنم با نام او ......


(خاطره ای از شهید پازوکی)
  


برای بهترین دوستان خود دعای شهادت کنید

هر چند که خیلی از افراد می گویند: خدانکند. این چه حرفهایی است که می زنید؟ چرا دعای
مردن می کنید برای هم؟

اما آن ها غافلند از اینکه شهادت، مردن نیست. شهادت زنده ماندن ابدی است. جاودانگیست

و چه بهتر از جاودانه شدن؟



شهید علمدار



التماس دعا فرج و شهادت

 



تعداد صفحات : 3

 | 1 |  2 |  3 | 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic